
پساجنگ و توسعه بررسی وضعیت توسعه کشورها پس از جنگ
ژاپن پیش از جنگ جهانی دوم یک امپراتوری نظامیگرا بود که اقتصاد آن زیر نفوذ نخبگان نظامی و صنعتی قرار داشت. کره مستعمره آن بود و بخش مهمی از اقتصاد در اختیار زایباتسوها بود؛ هلدینگهای بزرگ خانوادگی مانند میتسویی، میتسوبیشی و سومیتومو که بانکها، کارخانهها و صنایع مهم را کنترل میکردند.
اما شکست در جنگ جهانی دوم، بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی و ویرانی گسترده شهرها و صنعت، ژاپن را با بحرانی عمیق روبهرو کرد. پس از جنگ، این کشور مسیر تازهای را انتخاب کرد: قانون اساسی صلحطلبانه(عدم ایجاد ارتش تهاجمی)، اصلاحات ارضی(توزیع زمین بزرگ مالکان میان خرده مالکان)، بازسازی اقتصاد و هدایت توسعه صنعتی از سوی دولت(حمایت از صنایع نوزاد و تشویق صادرات).
در ابتدا زایباتسوها تضعیف شدند، اما بعدها شبکههای صنعتی جدیدی به نام کرتسوها شکل گرفتند؛ گروههایی از شرکتها، بانکها و کارخانهها که بهجای مالکیت خانوادگی مستقیم، از طریق همکاری و سهامداری متقابل با هم کار میکردند. این ساختار در کنار حمایت از صنایع داخلی و توسعه صادرات، به رشد سریع اقتصاد کمک کرد.
نتیجه این تغییر مسیر، «معجزه اقتصادی ژاپن» بود؛ ژاپن در دهه ۱۹۶۰ رشد اقتصادی بسیار بالایی تجربه کرد و تا دهه ۱۹۸۰ به دومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل شد.
عیسی بزرگزاده – کارشناس توسعه




